خسته تر از آنی که خیانت کنم
...تنهایم؛
تنها تر از آنی که عاشق شوم
حکايت عجيبی دارد اين اشــــــــکــــ ...!
کافيست حروفش را بهم بريزی
تا برسی به کــــــــــــاش

ای غـرور لــعنتی
دستــت را از روی دهـان این بـیـچاره بـردار
بـگذار فـریــاد کـند و بـگویـد : دوستت دارم
زمــانی از شـنیـدن ایـن جـمله
از خجـالت گـونه هایش سـرخ میشد
حـال چـرا اینقـدر بـی احسـاس شده
کـه صداهایم را بـه خودش نـمیگـیرد

ﮐﻢ ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ ﺍﯼ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺣﺎﻟﺖ ﺭﺍﺑﭙﺮﺳﻨﺪ
ﻭﻟﯽ ....
ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﻬﺘﺮ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﯿﺴﺖ
ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﭙﺮﺳﻨﺪ
ﺑﺘﻮﺍﻧﯽ ﺑﮕﻮﯾﯽ :
![]() باید عاشق باشی تا بفهمی! نگاه سرد یعنی چی! دست سرد یعنی چی! حرف سردیعنی چی! درمقابل دوستت دارم گفتنت سکوت سرد یعنی چی! باید عاشق باشی تا بفهمی گرمای نگاه وحرف ودستت وقتی به سرمای او برخورد میکنه چگونه روزگارت بخار میشه!!
|

خوابش را دیدم
گفت دوستت دارم
بیدار شدم دوستم نداشت
می خواهم برای همیشه بخوابم . . .
![]() هی میگن محکم باش!!! محـــــــــــــکم !!!!! هر قدر هم که محکم باشی یک نقطه ، یک لبخند ، یک نگاه ،... یک عطر آشنا ، یک صدا ، یک یاد ، از درون داغونت می کنه |
![]() چه رازی در این جمله است دوستت دارم که هرکه می گوید عاشق تر میشود |
![]() این روزهای سخت از هر انگشتم یک هنر می بارد شب ها می بافم خیالت را روزها می کشم دردهای نبودنت را و غروب ها هم |
من تازه آمده ام
هنوز نمی دانم روی کدام نیمکت بنشینم
توی کدام کتاب دنبال ردپای صداقت بگردم!
من جا مانده ام در اولین برگ
در اولین سطر"ای نام تو بهترین سرآغاز"
شعر عاشقی هیچ حفظ نکرده بودم
یک بار سالها دور، از رو خوانده بودم
که پر از غلط های املایی بود
نتیجه اش یک صفر بزرگ
اجازه آقا
من دوباره آمدم
تا مهربانی دلم را با زندگی جمع بزنم
ضرب در بی نهایت
با دلهای شما تقسیم کنم
من آمده ام
تا یک مثنوی بلند عاشقانه را
برای این کلاس از حفظ بخوانم
فرصتی دوباره می خواهم

تو….
به افتادن من در خیابان خندیدی
و من حواسم به چشمان مردم شهر بود
که عاشق خنده ات نشوند….
تو….
به افتادن من در خیابان خندیدی
و من حواسم به چشمان مردم شهر بود
که عاشق خنده ات نشوند….
کاش …
پرده میدانست …
تاپنجره باز است فرصت رقصیدن دارد…!!!
کبریتـهای سـوخته هـمـ ،
روزی درختـ های شـادابی بـوده اند!
مثل مـا ،
که روزگـاری می خنـدیدیـمـ
قبـل از اینـکه عـشق روشنـمان کنـد
.
.
.
کسـی چــه مـی دانــد
شایــد دست هـایـت را در جیبـم جـا گذاشتــه ای
کــه همیشـه در میــان آن بـه دنبـال چیــزی مـی گـردم!
.
.
.
انسان ها عموما دو دسته اند :
تـــو و بقیــــه . . .
.
.
.
وقتی کسی به عشقش میگه نفسمی…
یعنی نمیشه نفسم رو با کسی قسمت کنم,
یعنی آدم باش و فقط مال من باش !
یعنی چشمات باید فقط منو ببینه
بفهم لطفا …
.
.
.
آهسته فتح کرده ای با چشمهایت
هرچه داشته ام را
حالا تمام جهان من مستعمره ی توست !