در سکوت شب من ،


ناگهان حادثه ای...

 

ناگهان وسوسه ای تلخ گذشت...


من تو را کم داشتم


در سکوت شب من ،


آسمان حرفی زد...


و غزل شعری شد...

در سکوت شب من،


موج گیسوی تو آرام نداشت


برق چشمان تو پیغام نداشت...


چه سرابی دارم


که امیدم به نگاهت...


سالها یخ زده است...




تاريخ : پنج‌شنبه 25 مهر 1392 | 15:41 | نویسنده : shabeporsetareh | ارسال نظر(1)
.: Weblog Themes By BlackSkin :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران