پیرزن طلاهایش را برای کمک به جبهه داد و از اتاق خارج شد

جوانی صدا زد:حاج خانوم.رسید طلاهاتون....!

پیرزن گفت:من برای دو پسر شهیدم هم رسید نگرفتم




تاريخ : شنبه 14 دی 1392 | 22:00 | نویسنده : shabeporsetareh | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By BlackSkin :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران