پرسید : به خاطر کی زنده هستی؟

 

 با اینکه دوست داشتم با تمام وجود داد بزنم به خاطر تو... گفتم به

خاطر هیچ کس

 

 پرسید : پس به خاطر چی زنده هستی؟

 

با اینکه دلم می خواست داد بزنم به خاطر دل تو... گفتم بخاطر هیچ

چیز

 

 پرسیدم : تو بخاطر چی زنده هستی؟

 

 در حالیکه اشک توی چشماش جمع شده بود گفت:

 

بخاطر کسی که بخاطر هیچ چیز زندست




تاريخ : شنبه 25 آبان 1392 | 11:42 | نویسنده : shabeporsetareh | ارسال نظر(1)
.: Weblog Themes By BlackSkin :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران