روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری


گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری


کمی دلم آرامتر شده


فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده


شب های تیره و تار من


مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم


به یاد می آورم حرفهایت را


باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را
شعر عاشقانه,شعرهای غمگین
از من نگیر این لحظه ها را،هر چه باشد من یک عاشقم

،
نگاهی به من بینداز ببین به چه روز افتاده ام…


ببین چه کسی مرا به این روز انداخت


تو مرا اینگونه با لحظه های عاشقی آشنا کردی


تو مرا در دام عشق گرفتار کردی

شعر عاشقانه,شعرهای غمگین

آهسته ، قلبم بدجور شکسته


دوباره آمده ای که چه بگویی به این دل خسته


آمده ای دوباره بشکنی قلبم را ،


یا باز هم به بازی بگیری این دل تنهایم را …

شعر عاشقانه,شعرهای غمگین

 




تاريخ : سه‌شنبه 19 آذر 1392 | 22:26 | نویسنده : shabeporsetareh | ارسال نظر(0)
.: Weblog Themes By BlackSkin :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران