درزمستان سر دکلاغی برای جوجه هایش غذا پیدا نمی کرد و به ناچار از گوشت تنش
می کند و به آنهامیدادتازنده بمانند و نمیرندزمستان که تمام شدکلاغ مرد بعد از مرگ
مادرجوجه هایش گفتند چه خوب شد که مرد خسته شده بودیم از این غذای تکراری
این است واقعیت تلخ روزگار.....
تاريخ : چهارشنبه 15 خرداد 1392 | 12:27 | نویسنده : shabeporsetareh |
ارسال نظر(0)


.gif)

.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)